آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
9
تعداد دیدگاهها:
11
سن کتابناکی:
16 سال و 5 ماه و 2 هفته و 0 روز
مکان:
نامشخص
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
همان گونه که نویسنده در مقدمه آورده است قرار بود این کتاب فصل های دیگری داشته باشد که به هر دلیل این گونه نشد.به خاطر همین نقیصه کتاب متاسفانه در حد بسیار ناچیزی به موضوع اسماعیله پرداخته است. با اندکی تسامح می توان گفت داستان فقط در آن زمان (ظهور حسن صباح) رخ می دهد.تقریبا در تمام کتاب از احوال صباح و فرقه باطنیه چیزی دستگیرمان نمی شود.
با این حال کتاب سرگرم کننده ای است.و خواننده را به دنبال خود می کشاند. در پاره ای از جاها هم اشکم جاری شد.
در آشیانه عقاب
· 9 سال پیش
0 نفر
نمیشه لینک دانلود برای این مجلات خاطره انگیز بگذارید؟ ادمین عزیز لطفا پاسخ دهید.
در کیهان بچه ها - شماره 1006 - مرداد 1355
· 13 سال پیش
0 نفر
با تشکر از آپلود کننده ی محترم
علیرغم زحمات شما،متاسفانه از ابتدای کتاب تا حدود صفحه ی 20 از اسکن خوبی برخوردار نیست و یکی دو صفحه به کل از حیز خواندن بیرون است.
در ندای وجدان
· 13 سال پیش
2 نفر
سال 1347 یا 48 بود،یک روز سرد زمستانی، کلاس سوم دبستان بودم. با جثه ای ضعیف و نحیف در میان زوزه ی بادی که هو هو می کشید به کتابخانه ی کانون کودکان و نوجوانان که گوشه ی پرتی از شهر واقع شده بود رسیدم. دستانم از سرما کرخ و نوک بینی ام قرمز شده بود.با ورود به کتابخانه هرمی از گرما به صورتم خورد.این اولین باری بود که به چنین جایی می آمدم احساس امنیت کردم،بدنم کم کم گرم شد،سستی و کرختی جای خود را به سرزندگی ونشاط داد. خانم مهربانی با لبخند از من استقبال کرد گویا می دانست من مشتری هر روزه ی او خواهم بود.چرخی زدم اولین کتابی که مرا به خود فرا خواند: "کلوچه فراری"، آن را نخواندم ،بلعیدم.بعد هم چند کتاب دیگر. هوا کم کم تاریک می شد و من می بایست راهی نسبتا طولانی را طی کنم تا به منزل برسم. مدارک عضو شدن با خود نداشتم کتابدار مهربان که هنوز که هنوز است زنگ صدای مهربانش در گوشم طنین می اندازد،با مهربانی از من خواست تا کتابی را بردن به منزل انتخاب کنم یک کتاب دیگر گرفتم.از کتاب خانه بیرون آمدم احساس سردی نمی کردم .در تمام راه کلوچه فراری جلوی من غل می خورد و بالا وپایین می پرید.این گونه اولین آشنایی من با دنیای کتاب و کتابخانه شروع شد.
در کلوچه فراری
· 13 سال پیش
10 نفر
چه قدر خوب می شد کمی توضیح هم می دادی.
در زبیده بادوم
· 13 سال پیش
0 نفر